دختر خورشید

دختر خورشیدالشهیده آیات القرمزی

یاد باد آن شاعره آن شیر زن

آن که زد شمشیر شعر بر اهرمن

شعر او گردید  ورد هر زبان

نام پاکش می درخشید در زمان

در صف آزادگان جایی گرفت

درس جانبازی را از مولا گرفت

خصم دون از شعر او بیمناک بود

قصد جان شاعره  را می نمود

شعر او آتش به جان خصم زد

عشرت خودکامگان ، بر هم زد

چون که شعرش خواند در میدان جنگ

اهرمن لرزید از خشم پلنگ

گفت شیطان به مزدوران پست

ما نباشیم خشنود تا آیات هست

پس بگیرید و در بندش کنید

دختر خورشید را پرپر کنید

حمله ور گشتند سگان اهرمن

آن حرامی زادگان بی وطن

خرمن خورشید را آتش زدند

داغ دیگر بر دل عالم  زدند

یاد کن آن شاعره آن شیرزن

آنکه کشته گشت به دست اهرمن

٨/٢/٩٠

سمیع  - تقدیم به روح شاعره شهیده  آیات القرمزی ( انقلابی بحرینی )

 

/ 2 نظر / 16 بازدید